![]() |
![]() |
|
| سیاسی اجتماعی احساسی... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 11:31 توسط نونا |
|
|
روز شب مي شود و شب روز، معناي عاطفه به در آويخته شده و چشمه هاي محبت در دل هاي سنگي يخ زده، برگهاي درختان از جور نامردي ها خشكیده، انسان جواب مهر را با نامردي مي دهند، خورشيد در آسمان صداقت غروب كرده،و دل ها بی صدا می شکنند و مهر سکوت بر لب ها می خورد. در کدامین مکان سکنی گزیده ای که نمی یابمت، ای ناشناخته ی آشنا. وای اگر وا کنم آن چشم شناسایی را |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 13:48 توسط نونا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من خیلی زود از پدر و مادرم جدا شدم...می تونی این احساسمو درک کنی؟!
سعی میکنم زیباترین احساساتمو بیان کنم حداقل برای خودم... . |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 دی 1387 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
حوادث گالري عكسام معجزه های قرن عجیب و عبرت انگیز درد فراق عاشقانه ها خوانندگان دانستنی ها |
| پیوندها |
|
منتظر بابایی...!!! یک روحانی...! هم سخن...! |
|
RSS
|